دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان میروم و و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است...
پی نوشت:این روزا روحیاتم خیلی حساس و نوسانی شده...انرژیم هی به پیک منفی اش می رسه
٬ به زور می کشمش بالا دوباره قل می خوره و میره پایین...خیلی دلتنگم...
+ نوشته شده توسط سعیده سلیمیان در شنبه 30 آذر1387 و ساعت
14:17 |

