تبليغاتX
نه نه یه کم بیشتر...
قدیم ترا بعضی شبا وقتی می خواستم بخوابم می گفتم: خدایا!منو به خاطر همه ی لحظاتی که تورو

فراموش کردم ببخش... دیشب وقتی چشمامو بستمو اومدم با خودم بگم خدایا!منو به... یه لحظه مکث

کردم...دیدم,نه!من جدیدا تو تمام لحظاتی که کاریو می کنم که نباید می کردم یا حرفیو می زنم که نباید

می زدم و...خدارو خیلی واضح احساس می کنم ولی خودمو به ندیدن می زنم... یه جورایی خجالت

کشیدم...هیچی نگفتمو خوابم برد!

+ نوشته شده توسط سعیده سلیمیان در جمعه 11 مرداد1387 و ساعت 14:1 |